مشتریان از دوزخ

کارفرما: "من آن را، از آنجایی که من از شما شنیده می شود، که شما در ساخت وب سایت من علاقه ای ندارند."

من: "من به تو گفتم من علاقه مند بود وقتی که من به دفتر خود را ترک کرد. نمی توانم تصور کنم که چرا شما انتظار می رود که از من می شنوید. "

کارفرما: "خب، شما ذهن خود را در مورد کار بر روی آن عوض شده است؟"

من: "آیا شما ذهن خود را در مورد تمایل من به آن را به صورت رایگان انجام تغییر کرده است؟"

کارفرما: "شما می سهام"

من: "شما سهام داشته باشند. این که کار نمی کند. "

کارفرما: "خب، من فکس شما توافق نامه عدم افشا است."

من: "بسیار خوب. چرا؟ "

کارفرما: "پس شما مواد ارائه من سرقت نیست و با تصویب آنها را به عنوان خود را."

من: "من هر گونه مواد ارائه دریافت نکرده ام."

کارفرما: "بله، شما. من به شما ارائه در دفتر من نشان داد. "

من: "آیا شما تحت تاثیر که من را حفظ و دوباره ایجاد شده خود را ارائه پاورپوینت؟"

کارفرما: "خب، فقط نمی کنند."

سهم

یک پاسخ به "مشتریان از جهنم"

پاسخ